آیا دوران حکمرانی بلامنازع دلار آمریکا به عنوان ارز اصلی جهان به پایان خود نزدیک میشود؟ این سوالی است که امروز در محافل اقتصادی بیش از هر زمان دیگری شنیده میشود. سیاستهای اقتصادی دونالد ترامپ، معروف به «ترامپونومیکس»، و تحولات اخیر در اقتصاد جهانی، زنگ خطر را برای جایگاه دلار به صدا درآورده است.
پیامدهای از دست رفتن این جایگاه برای اقتصاد آمریکا و کل جهان میتواند چنان عمیق باشد که بسیاری از کارشناسان معتقدند جهان باید خود را برای یک نظم نوین اقتصادی آماده کند.
دلار، پادشاه بیرقیب اقتصاد جهانی تا به امروز
برای درک اهمیت این موضوع، کافی است به جایگاه فعلی دلار نگاهی بیندازیم. در حال حاضر، از هر ده معامله ارزی در جهان، حدود نه معامله با دلار انجام میشود. نزدیک به نیمی از کل تجارت کالا در سطح بینالمللی بر پایه دلار قیمتگذاری شده و تقریباً ۶۰ درصد از کل ذخایر ارزی که توسط دولتهای سراسر جهان نگهداری میشود، به دلار آمریکاست.
این موقعیت بیرقیب، در طول سالها مزایای فوقالعادهای برای سیاستگذاران و مصرفکنندگان آمریکایی به همراه داشته است، هرچند که به گفته شخص ترامپ، همین قدرت دلار، رقابتپذیری کالاهای صادراتی آمریکا را کاهش داده است.
چرا دولت ترامپ از تضعیف دلار نگران نیست؟
شاید همین دیدگاه توضیح دهد که چرا دولت فعلی آمریکا از سقوط نزدیک به ۱۰ درصدی ارزش دلار در شش ماهه اول امسال، که بدترین عملکرد آن از سال ۱۹۷۳ محسوب میشود، چندان نگران به نظر نمیرسد.
از منظر آنها، دلار ضعیفتر به معنای صادرات ارزانتر و جذابتر برای خریداران خارجی است. اما اگر این کاهش ارزش، سرآغازی برای یک بحران اعتماد عمیقتر نسبت به ارز آمریکا باشد، نه مردم و نه دولتهای آینده این کشور، از عواقب آن خشنود نخواهند بود.
ظهور و صعود دلار: داستان خدایان جنگ و تجارت
بری آیکنگرین، استاد اقتصاد و علوم سیاسی در دانشگاه برکلی کالیفرنیا، برای توضیح چگونگی تبدیل شدن یک ارز به ارز ذخیره جهانی، از استعارهای تاریخی استفاده میکند. او به مارس و مرکوری، خدایان جنگ و تجارت در روم باستان، اشاره میکند.
پس از جنگ جهانی دوم، آمریکا هم بزرگترین قدرت نظامی جهان (مارس) و هم عظیمترین اقتصاد دنیا (مرکوری) بود. متحدان آمریکا از آلمان غربی تا ژاپن که برای امنیت و بازسازی به حمایت واشنگتن متکی بودند، به طور طبیعی به دلار روی آوردند و این روند در دهههای بعد نیز ادامه یافت.
ترکهای عمیق بر پیکر غول آمریکایی
اما امروز شرایط کاملاً متفاوت است. آمریکا دیگر بزرگترین اقتصاد جهان نیست، حجم تولیدات صنعتی آن مانند گذشته نیست و در کنار چین و روسیه، تنها یکی از سه قدرت نظامی بزرگ جهان به شمار میرود.
از سوی دیگر، بدهی ملی این کشور از مرز ۳۷ تریلیون دلار فراتر رفته و به لطف سیاستهای مالی ترامپ، به سرعت به سمت ۴۰ تریلیون دلار حرکت میکند. این عوامل ساختاری، پایههای قدرت دلار را متزلزل کردهاند.
«آمریکا را بفروشید»: جنگ تجاری و هرجومرج اقتصادی
علاوه بر مشکلات ساختاری، سیاستهای اخیر نیز به این بیاعتمادی دامن زده است. جنگهای تجاری جهانی که توسط ترامپ آغاز شد و تلاشهای او برای سیاسی کردن نهاد مستقلی مانند فدرال رزرو (بانک مرکزی آمریکا) و دادههای اقتصادی دولتی، دلایل گرایش به «فروش آمریکا» در بازارهای جهانی را واضحتر میکند.
به گفته آیکنگرین، سرمایهگذاران دیگر نمیتوانند با اطمینان فرض کنند که آمریکا سرانجام «خانه خود را مرتب خواهد کرد».
آیندهای بدون دلار؟ سناریویی که دیگر تخیلی نیست
پروفسور آیکنگرین معتقد است که احتمال سقوط دلار به عنوان ارز ذخیره جهانی، دیگر یک فرضیه دور از ذهن نیست و باید به طور جدی در نظر گرفته شود. دلیل اصلی این امر، «سطح بالای هرجومرج و سروصدا در سیاستگذاری اقتصادی آمریکا» است.
جهان در حال تماشای کشوری است که روزی نماد ثبات اقتصادی بود، اما اکنون خود به منبعی از عدم قطعیت تبدیل شده است. به همین دلیل، سناریوی آیندهای با چندین ارز ذخیره رقیب، دیگر یک داستان علمی-تخیلی نیست، بلکه یک احتمال واقعی در آینده نزدیک اقتصاد جهانی است.


















