دلار آمریکا به عنوان برترین ارز جهانی از زمان جنگ جهانی دوم، به تسلط خود ادامه میدهد. اما ظهور رقبایی مانند یوآن چین و سامانههای پرداخت جایگزین اروپایی نشان میدهد که سلطه دلار ممکن است به چالش کشیده شود و رمزارزها به عنوان تهدیدی جدید به منظور انجام معاملات خارج از کنترل دولتها مطرح شدهاند.
کنت روگُف، اقتصاددان هاروارد، بیان میکند که بخش قابل توجهی از اقتصاد جهانی در قالب "اقتصاد زیرزمینی" عمل میکند و رمزارزها با قابلیت انجام transactions بدون ردیابی، جذابیت بیشتری برای مجرمان و ناقضان مقررات پیدا کردهاند. پیشبینی میشود که ۲۰ درصد از تولید ناخالص جهانی به این بخش اختصاص داشته باشد.
روند افول سلطه دلار ممکن است به چالشهای جدید در سیاستهای مالی و امنیت ملی منجر شود. گرچه این فرسایش در کوتاهمدت محسوس نیست، اما ترکیب ارزهای دیجیتال با دلار و سایر ارزها شکلدهنده آینده نظام مالی جهانی خواهد بود. دولتها باید به مدیریت این تحولات پرداخته و امنیت اقتصادی خود را تأمین کنند.
از پایان جنگ جهانی دوم تاکنون، دلار آمریکا بیرقیبترین نقش را در اقتصاد بینالملل داشته است. بیش از نیمی از ذخایر ارزی بانکهای مرکزی جهان به دلار نگهداری میشود و عمده معاملات نفت و کالاها نیز بر مبنای آن صورت میگیرد. این «برتری ارزی» به ایالات متحده اجازه میدهد با هزینه کمتر به استقراض بپردازد و تحریمهای مالی را بر رقبای خود تحمیل کند.
نشانههای افول: چین و اروپا در کمینند
در سالهای اخیر چین ظرفیت پرداختهای برونمرزی با یوآن را گسترش داده و صندوق بینالمللی پول نیز سهم این ارز را در سبد ذخایرش افزوده است. اروپا هم با راهاندازی سامانه پرداخت جایگزین SWIFT تلاش میکند در مواقع تنش از وابستگی به دلار بکاهد. هر چند دلار هنوز پیشتاز است، اما رقیبهای نوظهور از گوشه و کنار صحنه سربرآوردهاند.
رمزارزها؛ گزینۀ تازه در اقتصاد زیرزمینی
به باور کنت روگُف، اقتصاددان هاروارد و نویسنده کتاب «دلار شما، دردسر ما»، بخش قابلتوجهی از اقتصاد جهانی در قالب فعالیتهای خارج از کنترل دولتها و موسوم به «اقتصاد زیرزمینی» انجام میشود. در این بخش، استفاده از دلار برای معاملات غیراخلاقی یا فرار مالیاتی مرسوم بود، اما ظهور رمزارزها گزینهای جایگزین و برای ناقضان مقررات جذابتر است.
- وسعت اقتصاد زیرزمینی: روگُف برآورد میکند حدود ۲۰ درصد از تولید ناخالص جهانی در این بخش انجام میگیرد؛ رقمی در حدود ۲۰ تا ۲۵ تریلیون دلار.
- کاربرد رمزارز: برخلاف اقتصاد رسمی که دولت با ابزارهایی چون حسابهای بانکی و شناسایی مشتریان دست بالا را دارد، در معاملات مخفی رمزارزی کنترل سختگیرانه بسیار دشوار است. از انتقال دارایی برای پرداخت رشوه و قاچاق تا پنهانکردن درآمد مشکوک، رمزارزها امکان انجام تراکنشهای بدون ردیابی را فراهم میکنند.
تورم نرخ بهره و کاهش تقاضا برای دلار
بهگفته روگُف، وقتی تقاضا برای دلار در اقتصاد زیرزمینی کاهش یابد، فشار رو به بالا بر نرخهای بهره آمریکا افزایش مییابد. «امتیاز سرشار» دلار، یعنی توان کمهزینه استقراض ناشی از نقش آن در تجارت جهانی، زاد و توانی دارد که نرخ بهره را در سطح پایینتر نگه میدارد. اما اگر بخش مهمی از معاملات غیررسمی از چرخه دلار خارج شود، هزینه تأمین مالی کل اقتصاد آمریکا بالا میرود و این پیامد به خانهنشینها و بنگاههای کوچک نیز انتقال مییابد.
پیچیدگی تحریمها و امنیت ملی
سلطه دلار ابزار اصلی تحریمهای اقتصادی واشینگتن است. با کاهش سلطه آن، امکان ردیابی جریان پول و اعمال تحریمها دشوارتر میشود.
روگُف در ادامه توضیح میدهد:
«اگر فقط انتقال معاملات زیرزمینی از اسکناس به رمزارز منتقل شود هراسآور نیست، اما وقتی رمزارز راه جدیدی برای پنهانسازی تراکنشهای رسمی ایجاد کند، خطر امنیت ملی به مراتب جدیتر میشود.»
این چالش در فضای بینالمللی پیچیدهتر است؛ بسیاری از کشورها از تسلط واشنگتن بر نظام مالی گلایهمندند و بهدنبال راههای فرار از کنترل دلار هستند. در چنین بستر حساسی، رمزارزها میتوانند هم ابزار فرامرزی مخالفان تحریمها شوند و هم به کاهش نفوذ اطلاعاتی آمریکا کمک کنند.
رمزارز بهعنوان بازیگر ثابت اقتصاد جهانی
بخشی از کارشناسان و اقتصاددانان بزرگ، از پل کروگمن تا وارن بافت، رمزارز را یک حباب یا کلاهبرداری میخواندند. اما روگُف معتقد است کاربرد گسترده آن در اقتصاد زیرزمینی و رشد بازارهای مالی خارج از نظارت دولتها نشان میدهد این پدیدهای گذرا نیست. بازار رمزارزها با ارزش چند تریلیون دلاری خود، گزینه جذابی برای انتقال امن دارایی و فرار از محدودیتهای بانکی دولتی ارائه میدهد.
کلام آخر
سلطه دلار ممکن است در کوتاهمدت فرو نریزد، اما فرسایش آن آغاز شده است. ظهور چین بهعنوان رقیب ارزی، افزایش محبوبیت رمزارز در معاملات پنهان و فشارهای سیاسی برای تنوعبخشی به ذخایر ارزی، همه نشانههایی از دوره گذار هستند. آینده نظام مالی جهانی شاید با ترکیبی از ارزهای دیجیتال مبتنی بر فناوری بلاکچین، ارزهای ملی نوظهور و دلار رقم بخورد. پرسش اصلی این است که دولتها چقدر میتوانند این جریانها را مدیریت کرده و نقش خود را در صیانت از امنیت اقتصادی و ملی حفظ کنند؟


















