زمانی بود که یک توییت یا یک سخنرانی از دونالد ترامپ کافی بود تا ستونهای وال استریت برای روزها به لرزه درآید. اما امروز، در میانه تابستان ۲۰۲۵، او قدرتمندترین بانکدار مرکزی جهان را تهدید به برکناری میکند و بازار اوراق خزانه آمریکا خم به ابرو نمیآورد.
شاخصهای سهام به صعود آرام و پیوسته خود ادامه میدهند و داراییهای امن که معمولاً در زمان بحران پناهگاه سرمایهگذاران هستند، واکنشی نشان نمیدهند. این سکوت و آرامش، صرفاً ناشی از رخوت معاملات تابستانی نیست؛ بلکه نشانهای از یک تحول عمیقتر و بنیادیتر در روانشناسی بازار است. با وجود تمام هیاهوهای سیاسی و هشدارهای مداوم درباره رکود اقتصادی، اقتصاد آمریکا سرسختانه مقاومت میکند و بازارها، برخلاف انتظار بسیاری، منطقی و هوشمندانه رفتار میکنند.
راز آرامش بازار: بازگشت به منطق اقتصادی
برای درک این پدیده، باید از دریچه «همبستگی متقابل داراییها» به ماجرا نگاه کنیم. این مفهوم نشان میدهد که داراییهای مختلف مانند سهام، اوراق قرضه، اعتبارات و کالاها تا چه اندازه هماهنگ با یکدیگر حرکت میکنند. در سه سال گذشته، به دلیل تسلط کامل اخبار مربوط به تورم و سیاستهای فدرال رزرو، این همبستگی به اوج خود رسیده بود؛ تقریباً تمام بازارها با یک آهنگ میرقصیدند.
اما اکنون، این هماهنگی اجباری رنگ باخته و به میانگین ده ساله خود بازگشته است. این یعنی بازار دیگر تحت تأثیر یک متغیر واحد و غالب نیست و به بلوغی رسیده که میتواند متغیرهای متعدد را به صورت همزمان تحلیل کند. دیگر دوران تصمیمگیریهای هیجانی و واکنشهای تودهوار به یک خبر خاص به سر آمده است و سرمایهگذاران با نگاهی عمیقتر به تحلیل بنیادی داراییها میپردازند.
کاهش همبستگی داراییها: نشانهای از یک اقتصاد سالم
در گذشتهای نه چندان دور، اوراق قرضه پرریسک شرکتی، قدم به قدم و نفس به نفس، نوسانات اوراق خزانه کوتاهمدت را دنبال میکردند. اما امروز، آنها استقلال خود را بازیافتهاند و بر اساس سلامت مالی شرکت صادرکننده قیمتگذاری میشوند، نه صرفاً بر اساس سیگنالهای بانک مرکزی. سهام نیز مسیر خود را از نرخ بهره جدا کرده و به گزارشهای درآمدی و سودآوری فصلی شرکتها واکنش نشان میدهد. حتی طلا نیز که زمانی به شدت به اوراق قرضه و اعتبارات وابسته بود، دوباره نقش سنتی خود را به عنوان یک ابزار متنوعسازی سبد دارایی ایفا میکند.
از منظر مالی، این دقیقاً تصویری از یک اقتصاد کارآمد و پویاست؛ اقتصادی که در آن هیچ متغیر واحدی، حتی سیاستهای پولی، نمیتواند به تنهایی سرنوشت کل بازار را تعیین کند. وقتی ترس از تورم دیگر کابوس اصلی معاملهگران نباشد، آنها فرصت مییابند تا بر واقعیتهای اقتصادی و بنیادین تمرکز کنند.
سرمایهگذاران، بازیگران اصلی این نمایش آرام
توانایی سرمایهگذاران در نادیده گرفتن درامهای سیاسی در هفتههای اخیر به وضوح به نمایش گذاشته شده است. حتی زمانی که دونالد ترامپ با لحنی تند به جروم پاول، رئیس فدرال رزرو، تاخت و بانکداران مرکزی دیدگاههای متفاوتی را درباره نرخ بهره مطرح کردند، بازارها آرامش خود را حفظ کردند.
شاخص S&P 500 با ثبت رشد ۰.۶ درصدی، هفدهمین روز متوالی بدون نوسان بیش از یک درصد را پشت سر گذاشت. این ثبات نشان میدهد که سرمایهگذاران دیگر به تهدیدهای سیاسی به عنوان یک ریسک واقعی نگاه نمیکنند. مایکل اورورک، استراتژیست ارشد بازار در JonesTrading، معتقد است که سرمایهگذاران به این باور رسیدهاند که ترامپ از سقوط بازار سهام هراس دارد و شجاعت لازم برای عملی کردن سیاستهای مخرب برای بازار را ندارد. در نتیجه، آنها با اطمینان بیشتری ریسک را در تمام گوشههای بازارهای مالی پذیرفتهاند.
از گوش دادن به اخبار تا تمرکز بر سودآوری شرکتها
این تغییر رویکرد، یعنی فاصله گرفتن از اخبار کلان و تمرکز بر عوامل خرد، به وضوح در رفتار بازار مشهود است. در حالی که در گذشته هرگونه تنش تجاری یا جدال سیاسی در فدرال رزرو میتوانست یک شوک کوتاهمدت اما شدید به بازار وارد کند، امروز ماهیت این شوکها تغییر نکرده، بلکه نحوه جذب آنها توسط بازار متحول شده است.
شاخص S&P 500 از کف قیمتی خود در ماه آوریل بیش از ۲۶ درصد رشد کرده و بیتکوین نیز جهشی بیش از ۵۰ درصدی را تجربه کرده است. این رالی بیوقفه در داراییهای پرریسک، با وجود تهدیدهای تعرفهای و نگرانیهای اقتصادی، به شکستن پیوندهای بین داراییها کمک کرده است. به عبارت دیگر، بازار سهام به گزارشهای درآمدی پاسخ میدهد، نه نگرانیهای گسترده اقتصادی.
حق بیمه ریسک برای بدهیهای شرکتی، ترازنامه شرکتها را منعکس میکند، نه فقط سیگنالهای بانک مرکزی. این همان منطق درونی است که نشان میدهد بازار دیگر تحت سلطه ترس نیست.
آیا این آرامش پایدار است؟ نگاهی به ریسکهای پیش رو
با این حال، این آرامش و منطق حاکم بر بازار، آن را در برابر یک شوک واقعی شکنندهتر میکند. تحلیلگران وال استریت هشدار میدهند که هنوز برای جشن گرفتن بازگشت اوراق قرضه به عنوان یک ابزار پوشش ریسک همهمنظوره زود است.
هنوز عوامل بزرگ و نگرانکنندهای در افق وجود دارند که پتانسیل آن را دارند که روانشناسی بازار را یکشبه تغییر دهند. مسائلی مانند بازگشت تورم ساختاری، ولخرجیهای دولتها، تغییرات اقلیمی، تحولات جمعیتی و روند جهانیزدایی میتوانند دوباره همبستگی داراییها را افزایش دهند.
اینیگو فریزر-جنکینز از AllianceBernstein معتقد است که نیروهای ساختاری صعودی بر سطح و نوسانات تورم، به این معناست که همبستگی بالای بین داراییها ممکن است برای سالهای آینده ادامه یابد.
کلام آخر: استراتژی سرمایهگذاری در دوران جدید
در حال حاضر، بازنشانی همبستگی داراییها اعصاب مدیران سبدهای سرمایهگذاری را آرام کرده و ایمان به اصل «متنوعسازی» را احیا کرده است. سبد سرمایهگذاری سنتی ۶۰/۴۰ (۶۰ درصد سهام و ۴۰ درصد اوراق قرضه) در سال جاری ۶ درصد بازدهی داشته است. این نشان میدهد که در شرایط فعلی، تقسیم سرمایه بین داراییهای مختلف، استراتژی هوشمندانهای است. با این حال، نباید بیش از حد به این ایده که ترس از تورم برای همیشه از بین رفته است، دلخوش بود.
به گفته جیمز سنت اوبین، مدیر ارشد سرمایهگذاری در اوشن پارک، تورم بالاتر به طور کلی همبستگی را افزایش میدهد، زیرا «دشمن» اکثر طبقات دارایی است. بزرگترین ترسی که میتواند دوباره تمام بازارها را به هم گره بزند، چشمانداز «رکود تورمی» است؛ شرایطی که در آن هم سهام و هم اوراق قرضه به طور همزمان ارزش خود را از دست میدهند. بنابراین، ضمن لذت بردن از آرامش فعلی، سرمایهگذاران باید همواره گوشه چشمی به ریسکهای آینده داشته باشند.


















