در دو سال اخیر، هوش مصنوعی توجه بسیاری را جلب کرده و برای پردازش دادهها به حجم برق بالایی نیاز دارد. در همین راستا، تصمیمات دولت ترامپ در حمایت از سوختهای فسیلی، به ویژه ذغالسنگ، باعث ورود دوباره این سوختها به صحنه انرژی ایالات متحده میشود.
دولت ترامپ با کاهش محدودیتهای زیستمحیطی و احیای نیروگاههای قدیمی ذغالسنگ، انرژی مورد نیاز برای مراکز داده را تامین میکند. این در حالی است که صنعت فناوری بهطور همزمان موضعگیری دوگانهای دارد و از یکسو به دنبال کاهشیندگی کربن و از سوی دیگر از تولیدکنندگان نفت و گاز حمایت میکند.
در نهایت، برای دستیابی به یک آینده پایدار که هوش مصنوعی و انرژی تجدیدپذیر را در کنار هم داشته باشد، نیاز به سیاستهای هوشمند و سرمایهگذاری در زیرساختهای پاک وجود دارد. همکاری جامعه مدنی و سرمایهگذاران سبز میتواند به جلوگیری از گسترش نیروگاههای آلاینده و Towards یک سیستم انرژی پایدار کمک کند.
هوش مصنوعی طی دو سال گذشته سرخط بسیاری از خبرها بوده است؛ از چتباتها گرفته تا مدلهای بزرگ زبانی و سرویسهای ابری که برای پردازش این حجم بیسابقه داده، برق سرسامآوری مصرف می کنند.
هر جستوجو، هر تصویرِ تولیدی و هر مدلِ تازه آموزش داده شده هزینه انرژی دارد. درست در همین زمان، اوایل آوریل ۲۰۲۵، دونالد ترامپ با امضای چهار فرمان اجرایی، چشمانداز انرژی آمریکا را به سود ذغال سنگ و استخراج دوباره روی ریل گذشته انداخت.
این تصمیمها بیدرنگ واکنش کارشناسان محیط زیست را برانگیخت؛ زیرا زیرساختهای سوخت فسیلی برای تغذیه مراکز دادهای که قلب تپنده هوش مصنوعیاند جان تازه گرفتند.
فرمانهای اجرایی چه میگویند؟
دولت ترامپ چند نیروگاه ذغالسنگی را که طبق برنامه باید بازنشسته می شدند به خدمت بازگردانده و محدودیتهای زیستمحیطی برای بهرهبرداری از زمینهای فدرال را کاهش داده است. حتی شرکتها میتوانند از تعهد گزارشدهی در قالب «قانون هوای پاک» معاف شوند؛ یعنی آلایندههایی مثل بنزن و جیوه کمتر رهگیری خواهد شد.
توجیه رسمی این است که شبکه برق برای تقاضای فزاینده هوش مصنوعی آماده نیست و انرژی تجدیدپذیر «کافی و مطمئن» نیست.
پیوند تازه ذغال سنگ و هوش مصنوعی
این فرمانها طرفداران تازهای برای معادن ذغال سنگ دستوپا میکنند: صنعت فناوری. اگر برق مراکز داده به یکباره از سوخت فسیلی بیاید، ذغال سنگ از سقوط چند ساله خود رهایی مییابد و سهمش از ظرفیت تولید ممکن است به مرز ۶۰ درصد پروژههای جدید برسد.
هم زمان، شرکتهای بزرگ فناوری دوگانه رفتار میکنند؛ از یک سو تبلیغ میکنند که هوش مصنوعی راهی برای کاهش انتشار کربن است، از سوی دیگر همان خدمات را به تولیدکنندگان نفت و گاز می فروشند تا بهرهوری استخراجشان بالا برود.
آیا انرژی تجدیدپذیر واقعاً جواب نمیدهد؟
مدافعان ذغال سنگ میگویند خورشید و باد پایداری لازم برای کار بیوقفه مراکز داده را ندارند، در حالی که گزارشهای مستقل خلاف آن را نشان میدهد. پژوهشهای تازه ثابت میکند اگر سیاستگذاری پایدار و سرمایهگذاری آگاهانه در شبکه برق انجام شود، انرژی پاک نه فقط پاسخگو است، بلکه با کمک خودِ هوش مصنوعی میتواند بازده نیروگاههای بادی و خورشیدی را بالا ببرد و در ایالات متحده تا ۱۰ درصد از انتشار گازهای گلخانهای بکاهد.
چهار راهکار برای جدا کردن مسیر هوش مصنوعی از سوخت فسیلی
۱) شبکه هوشمند: الگوریتمها میتوانند عرضه و تقاضا را بر خط مدیریت کنند و مصرف مراکز داده را در ساعات اوج تولید انرژی پاک جابهجا کنند.
۲) باتریهای ذخیرهساز: سامانههای پیشرفته ذخیره، برق خورشیدی و بادی را نگه میدارند و در زمان افت تولید وارد مدار میکنند تا وقفهای رخ ندهد.
۳) کاهش مصرف انرژی مراکز داده: از خنکسازی مایع تا بازیابی گرمای هدررفته، هر نوآوری که مصرف سرورها را کم کند مسیر انرژی پاک را هموار می سازد.
۴) مکانیابی هوشمند: احداث مراکز داده در نزدیکی مزارع خورشیدی یا بادی هزینه اتصال را کم کرده و وابستگی به سوخت فسیلی را میکاهد.
صدای مخالفان خاموش نمیشود
آنچه بار دیگر ذغال سنگ را سر زبانها انداخته، بیش از هر چیز سیاست است. با این حال، جامعه مدنی و سرمایهگذاران سبز تسلیم نشدهاند. فشار عمومی، همراهی بخش خصوصی و قانونگذاری هوشمند می تواند جلوی گسترش بیشتر نیروگاههای آلاینده را بگیرد و سرمایهها را به سوی زیرساخت پاک سوق دهد.
کلام آخر
آیندهای که در آن هوش مصنوعی و انرژی تجدیدپذیر بههم پیوستهاند هنوز دستیافتنی است، ولی به تصمیمهای امروز سیاستگذاران، صنعت و جامعه وابسته خواهد بود.


















